گزارش صعود خط الراس
قلل: نصيري.سرپهن.گودبني کوه گنو
انجمن کوهنوردي دانشگاه
آزاد اسلامي واحد بندرعباس
بهمن ماه 1386
مقدمه :
انجمن کوهنوردي دانشگاه آزاد اسلامي واحد بندرعباس در راستاي
انجام برنامه هاي تقويم ورزشي و جهت آمادگي و شناخت قابليت هاي فني نفرات خود براي
تحقق برنامه هاي فني و دشوار آينده با تيمي متشکل از10نفردرتاريخ 21
و22 بهمن1386 اقدام به صعودخط الراس{1}
قلل نصيري (2349متر).سرپهن (2157متر) و گودبني (1950متر) کوه گنو نمود.
البته بايد يادآور شد که سه نفر از بهترين کوهنوردان استان (خانم افسانه پاکدامن
و آقايان: مهدي معماري و اسحاق پورطرق) اين تيم را هراهي مي کردند که حضور اين
بزگواران و استفاده از تجارب ارزشمند ايشان تاثير بسزائي دراين صعود داشت.
شرح :
يکشنبه 21 /11/ 1386
ساعت14:30 بوسيله يکدستگاه ميني بوس از محل دانشگاه
به سمت منطقه گنو حرکت کرديم و پس از گذشت1:30 دقيقه ساعت16به
پاسگاه محيط باني سرحد گنو رسيديم وپس از پياده شدن از ميني بوس کوهپيمائي خود را
سمت کمپ{2} چشمه رمر{3} و به مقصد قله نصيري آغاز نموديم که ساعت16:30 از اين
کمپ گذشته و پس از سپري شدن 15 دقيقه درحالي که به سمت شمالغربي حرکت مي کرديم
به قدم گاه حضرت علي (ع)رسيديم که دور تا دور آن را درختاني همچون : نخل.ليمو.نارنگي.نارنج.انار
و... فراگرفته که دراين محل بعد ازاستراحت چند دقيقه اي و آخرين هما هنگي ها به
سمت اولين قله (نصيري) از خط الراس مياني حرکت کرديم.با گذشتن حدود1 ساعت
در حالي که مسير پاکوب وبا شيب متوسط که با توجه به بارندگي هاي اخيرنسبت به سال
هاي قبل کمرنگ تر شده بودرا پشت سرگذاشته و به محلي به نام سنگ قرار{4}که دشتي پوشيده
از گون است و محلي براي استراحت و شب ماني هاي اضطراري است رسيديم.
پس از استراحت و تجديد قوا در دل اين طبيعت زيباي خدادادي راه خودرا به سمت
دهليز وآبراهه اي با شيب خيلي زياد که البته به دليل رفت و آمد زياد پاکوب آن مشخص
و واضح است ادامه مي دهيم. با 1ساعت کوهپيمائي در اين مسير طاقت فرسا ساعت19:10
به گردنه اي مي رسيم که سمت چپ آن قله نصيري به وضوح ديده مي شود و سمت راست
آن مي توان از روي خط الراس به قلل سرپهن و گود بني و سلاورو دست يافت. با سرازير
شدن به اين گردنه درمقابل جنگلي پوشيده از درختان سردسيري همچون اورس.بنه.بادام
کوهي.انجير کوهي و... گرفتيم که با مشاهده اين صحنه تمام مرارت ها و خستگي هايمان
فراموش شد.
با عبور ازحاشيه سمت راست اين جنگل زيبا وارد دره اي عميق مي شويم که راهي با شيب وطول زياد که از دور ديواره ي عظيم
به نظر مي رسد چون تا رسيدن به اين جا راه طولاني را پشت سر گذاشته ايم از عظمت و
بلندي اش نمي هراسيم و فقط به رسيدن هدف مي انديشيم.
سر انجام با گام هاي قوي و استوار و همتي بلند وپس از 1:30عبور از ميان
سنگ ها و صخره ها وگه گاهي درگيري باصخره
ها وفنون ابتدائي سنگنوردي,ساعت21 برروي
قلات نصيري؛بلندترين قله گنو و کنار ياد واره همنوردگرامي ماريه اکبري( يکي از اولين
موسسان انجمن کوهنوردي دانشگاه که حضورش هميشه در کنارمان احساس مي شود) مي ايستيم.
به دليل سردي هوا و وزش باد شديد مجال عکس گرفتن نمي يابيم وسريعا"باکاهش
ارتفاع و در محلي مناسب چادر مي زنيم.
ساعت 22شام خورده و ساعت23 بدون اينکه خاموشي اعلام شود همگي از فرط خستگي،به خواب مي روند.
دوشنبه 22/11/ 1386
ساعت6 بامداد ازخواب بيدار مي شويم و چادرها و کمپ خود را جمع آوري
کرده و ساعت7 به سمت خط الراس به راه مي افتيم. مسير بازگشت از قله نصيري ،
از همان مسير صعود است که بدليل سرد بودن بدن و شيب تند مسير به آرامي و با احتياط
کامل به سمت گردنه نصيري حرکت مي کنيم.
به گردنه که مي رسيم،سمت چپ گردنه تنگه اي کوچک که بي شباهت به کوچه اي باريک
نيست ما را به سمت خط الراس قلل سرپهن و گودبني هدايت مي کند. راه خود را از ميان
درختان و درختچه ها و بوته ها پيش مي گيريم،مسير خيلي بکر و غني از پوشش گياهي به
نظر مي رسد.
ساعت8:45 به ميانه خط الراس که مي رسيم،دردل يک طبيعت زيبا و دست
نخورده،مشغول صبحانه خوردن و استراحت ميشويم.
از اين جا به شمال که مي نگريم؛بخش فين و روستاهاي سرزه و رضوان، درجهت
شمالغربي کوه هماگ (3267متر) ودر جهت جنوب شهر بندر عباس،شهرک مرواريد،روستاهاي
حاشيه کوه و در دوردست جزاير جنوبي کشورمان که همچون نگينی بر خليج همیشه فارس
هستند،مشخص اند ونشان از عظمت و تسلط کوه گنو بر منطقه است.
ساعت9:15 از روي خط الراس ودر حالي که سرپهن خودرا پشت چند قله کاذب
وفرعي،مخفي کرده است،مسير خود را ادامه مي دهيم وسرانجام پس از طي کردن مسافتي نيمي از خط الراس مياني به زير قله
سرپهن مي رسيم. با فنون ابتدائي سنگنوردي وپس از10 دقيقه درگيري با سنگ و
صخره،خود را بر بلنداي سرپهن مي رسانيم.
بعد از استراحتي کوتاه و گرفتن عکس، راه خود را ابتدا به سمت شمال و سپس به
سمت جنوب غربي واز طريق راه پاکوب ، ادامه مي دهيم. پس از گذشتن از دشت هاي غني از
پوشش گياهي؛همچون: گون،در منه دشتي و درمنه کوهي و.... که بودن
همچين منطقه اي بر روي خط الراس تعجب همه را برانگيخته، سر انجام پس از1:30
دقيقه وعبور از ميان سنگ ريزه ها و زيکزاگ کردن شيب تند زير قله گود بني،ساعت11:30
بروي قله گود بني مي ايستيم.
از اينجا بار ديگر به مسير طي شده مي نگريم وتمام لحظه هايي که تا به حال سپري
کرده ايم را در ذهن تجسم مي کنيم، و پي به اين نتيجه مي بريم که؛ ما به ظاهر چقدر
در برا بر عظمت جهان هستي و مخلوقات خداوند ، کوچک و ناتوان هستيم وخداوند را شکر
مي کنيم که ما انسان هارا اشرف و سلطان مخلوقات قرار داد تا هر زمان که اراده کنيم؛
با توکل بر خدا و نيروهايي که به ما عطا کرده هر آنچه را که به خواهيم بدست مي آوريم.
پس از عکس گرفتن واستراحت وخوردن تنقلات ، مسيرخودرا به سمت پرکوه{5} (کمپ سر
پهن و گودبني) ودر جهت دامنه جنوبي کوه ادامه مي دهيم.
با عبور از ميان آبراهه هاي سرازير شده از خط الراس و راه هاي پاکوب و پس از سپري
شدن حدود 2ساعت،به پرکوه مي رسيم.
خوشبختانه از اين کمپ تا چشمه آب5 دقيقه بيشتر فاصله ندارد که بعداز تهيه
آب و1ساعت و30 دقيقه استراحت وخوردن نهار ، ساعت15:30 به سمت جاده پابند حرکت کرده و
با کوه گنو با تمام عظمت و زيبائيش خدا حافظي مي کنيم.
پس از تراورس چندين يال بلاخره ساعت 17 به محل قرارمان با راننده سرويس
دانشگاه (جاده پابند) مي رسيم وپس از سوار شدن بر ميني بوس و حرکت به سمت شهر بندر
عباس ، ساعت 18:30 جلوي درب دانشگاه پياده شديم.
اعضاء تیم :
1. محمد رضا رستميان 2.سيامک جعفري3. حسين استوانه
4.حامد تهمتني 5.حسين سالاري6. امير طاهري
7.سیدحسین کاظمی
{1} خط الراس: خط يا يالي که دو يا چند قله را به هم وصل مي کند
{2}کمپ : محلي مناسب براي استراحت و شب ماني
{3}چشمه رمر : 2724603عرض شمالي
و0569828طول شرقي،ارتفاع:متر1410
{4}سنگ قرار : 2724936عرض شمالي و60993طول شرقي،ارتفاع:1715متر
{5}پرکوه : محلي مناسب وداراي چشمه آب شيرين که به عنوان کمپ قلل سرپهن
و گودبني استفاده مي شود.
|
تقویم
ورزشی سال 1387انجمن کوهنوردی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس |
|||
|
عنوان |
مکان |
زمان |
|
|
کوهپیمائی هماگ درگز-باغ زاکین1666متر |
سیاهو- روستای درگز |
30/1/1387 |
|
|
کوه گنو نصیری 2349متر |
بندرعباس – کوه گنو |
13/2/1387 |
|
|
دوره کار آموزی کوهپیمائی |
بندرعباس – کوه گنو- چشمه رمر |
20 الی 22/2/1387 |
|
|
زردکوه کلونچین 4221متر |
شهرکرد |
14 الی 18/3/1387 |
|
|
اشتران کوه سن بران 4150متر |
لرستان |
24 الی 28/4/1387 |
|
|
دماوندغربی 5671متر |
تهران- پلور |
25 الی 30/5/1387 |
|
|
فراخوان عضوگیری انجمن |
دانشگاه- واحدتربیت بدنی |
7 الی 14/7/1387 |
|
|
کلاسهای آموزش کوهپیمائی |
دانشگاه- واحدتربیت بدنی |
14 الی 30/7/1387 |
|
|
کوهپیمائی گنو باغ پشتنگ 1110متر |
بندرعباس- کوه گنو- روستای تنگباغ |
12/7/1387 |
|
|
گنو سرپهن 2150متر |
بندرعباس- که گنو |
3 الی 4/8/1387 |
|
|
پیاده روی دور جزیره هرمز |
جزیره هرمز |
24/8/1387 |
|
|
سرستون |
سیاهو |
27 الی 29/9/1387 |
|
|
صعودسراسری استان |
اعلام خواهدشد |
7 الی 9/9/1387 |
|
|
خط الراس کوه باز |
فین |
22 الی 25/11/1387 |
|
|
خط الراس هماگ |
سیاهو |
6 الی 9/12/1387 |
|
ازکجا شروع شد؟
سال اول دانشگاه و یکی از روزهای آذرماه 83بعد از نماز ظهر برگشتم خونه،
وارد حیاط که شدم یه ورقه شبیه اطلاعیه روی زمین افتاده بود
که نوشته های توی اون :
. . . وخدایی که در این نزدیکی ست
ازدید تو چه زیبا بود مردن،دراوج بلندی
وبرای ما چه افتخار آمیز،صعود پیروزمندانه تو،به اوج نیکی ها
آره اون ورقه درواقع اطلاعیه بزگداشت مرحوم مرجان اکبری بود که با خوندن مطالب اون فهمیدم که استانمون ،
هرمزگان هم هیئت کوهنوردی داره و اونقدر فعال و قوی هست که بزرگانی همچون مرجان برای اون افتخار میارن.
نمی دونم چرا و چگونه اون برگه توی حیاط خونمون افتاده بود ولی شاید باورتون نشه که همون اطلاعیه ، زمینه
کوهنورد شدنم رو فراهم کرد.
درسته که من ظاهرا" هیچ وقت مرجان رو ندیدم ولی همیشه وارد شدنم رو به دنیای کوهنوردی ، مدیون مرجان
هستم
یکسال بعد از این قضیه بدون اینکه خودم خبر داشته باشم دو تا از دوستام
(رحمت کریم زاده و مهدی علیپور)
اسم منو توی لیست ثبت نام انجمن کوهنوردی دانشگاه نوشته بودند و این در صورتی بود که من حتی از وجود
این انجمن در دانشگاه آزاد خبر نداشتم و تازه بعد از اون بود که فهمیدم مرجان و دوستان پر تلاشی مثل آقای
محسن موسایی و خانم فرخنده معماری از بنیانگذاران این انجمن بوده اند.
. . . وهم اکنون من سرپرست انجمنی هستم که این برزگواران یاد شده سنگ بنای آن را محکم و استوار نهاده
اند که در نتیجه این حرکت بنیادی و زیبا،هر سال تعدادی از کوهنوردان جوان و تحصیل کرده وارد عرصه کوهنوردی
استان می شوند.
حال دوستان وهم دانشگاهیان عزیزم ،هرگاه به هر بلندی و اوجی که می رسیم بدانیم که چه کسانی موجب
این موفقیت سربلندی هایمان شده اند.
. . . مرجان امیدوارم توانسته باشم و توانسته باشیم ، اهداف تورا زنده نگه داریم. . . .
و این بود قصه کوهنورد شدن یک فوتبالیست،که چون زیباترین نایافته های خود را در کوه یافت دنیایش دگرگون
شد.