تبليغاتX
س مثل سنگ؛ک مثل کوه -

ازکجا شروع شد؟


سال اول دانشگاه و یکی از روزهای آذرماه 83بعد از نماز ظهر برگشتم خونه،


وارد حیاط که شدم یه ورقه شبیه اطلاعیه روی زمین افتاده بود


که نوشته های توی اون :

. . . وخدایی که در این نزدیکی ست
ازدید تو چه زیبا بود مردن،دراوج بلندی
وبرای ما چه افتخار آمیز،صعود پیروزمندانه تو،به اوج نیکی ها

آره اون ورقه درواقع اطلاعیه بزگداشت مرحوم مرجان اکبری بود که با خوندن مطالب اون فهمیدم که استانمون ،


هرمزگان هم هیئت کوهنوردی داره و اونقدر فعال و قوی هست که بزرگانی همچون مرجان برای اون افتخار میارن.


نمی دونم چرا و چگونه اون برگه توی حیاط خونمون افتاده بود ولی شاید باورتون نشه که همون اطلاعیه ، زمینه


کوهنورد شدنم رو فراهم کرد.


درسته که من ظاهرا" هیچ وقت مرجان رو ندیدم ولی همیشه وارد شدنم رو به دنیای کوهنوردی ، مدیون مرجان


هستم


یکسال بعد از این قضیه بدون اینکه خودم خبر داشته باشم دو تا از دوستام
(رحمت کریم زاده و مهدی علیپور)


اسم منو توی لیست ثبت نام انجمن کوهنوردی دانشگاه نوشته بودند و این در صورتی بود که من حتی از وجود


این انجمن در دانشگاه آزاد خبر نداشتم و تازه بعد از اون بود که فهمیدم مرجان و دوستان پر تلاشی مثل آقای


محسن موسایی و خانم فرخنده معماری از بنیانگذاران این انجمن بوده اند.


. . . وهم اکنون من سرپرست انجمنی هستم که این برزگواران یاد شده سنگ بنای آن را محکم و استوار نهاده


اند که در نتیجه این حرکت بنیادی و زیبا،هر سال تعدادی از کوهنوردان جوان و تحصیل کرده وارد عرصه کوهنوردی


استان می شوند.


حال دوستان وهم دانشگاهیان عزیزم ،هرگاه به هر بلندی و اوجی که می رسیم بدانیم که چه کسانی موجب


این موفقیت سربلندی هایمان شده اند.


. . . مرجان امیدوارم توانسته باشم و توانسته باشیم ، اهداف تورا زنده نگه داریم. . . .


و این بود قصه کوهنورد شدن یک فوتبالیست،که چون زیباترین نایافته های خود را در کوه یافت دنیایش دگرگون


شد.


 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:43 توسط سید حسین کاظمی |