تبليغاتX
س مثل سنگ؛ک مثل کوه - آيا خودرا جزئي از مسلمانان بدانم
 

آیا خود را جزئی از مسلمانان بدانم ؟!

 

مگر غیر از این است که خدای مهربان ما، برای تحکیم دوستی ها ، اتحاد ، مهر ، محبت و عشق ، و نابود کردن ظلمت ، گمراهی ، جنگ و بی عدالتی ، پیامبران خود را بر روی زمین مامور کرد.

چرا نباید وحدت و همدلی ، مهر و محبت که جزء فطرت پاک آدمی است را جزئی از دین خود بدانیم ؟

آیا تا بحال از خود پرسیده ایم که ما همه ی انسانهایی که پیرو ادیان آسمانی هستیم فقط باید خدای یکتا را بپرستیم و بس ؟

چرا برای شرک ورزیدن به خدای مهربان و عمل به هوای نفس خود ؛ جاهلانه و گستاخانه حمایت از عقاید اجداد خود را بهانه می کنیم؟

آیا تا بحال از خود پرسیده ایم بت های اولیه برای گمراهی انسان ها چگونه بوجود آمدند؟

قسم بخدای یکتا که ما را اشرف مخلوقات قرار داد و عزت و بزرگی بخشید، فطرت ما را نیز متفاوت با تمام جانداران آفرید.

ما که ادعای انسان بودن را داریم چرا گاهی به کمک شیطان می شتابیم و برعلیه خدا سخن می گوییم و حرکت می کنیم؟

ما مسلمانان که دین خود را کامل ترین دین می دانیم نباید فراموش کنیم که روزگاری به خاطر پرستش خدای یکتا و یکپارچه بودن و داشتن یک شعار واحد "لا اله الا الله محمد رسول الله" زمین را در تسخیر خود داشتیم.

دنیا در زیر دست ظلم و ستم و زور بازوی ما نبود بلکه در تسخیر قدرت بالای اندیشه برتر ما بود ، آن روزها ما کفار را شکست نداده بودیم بلکه سلطان آنها را ( شیطان ) مغلوب کرده بودیم و او را به مسخره گرفته بودیم.

آری، آن روزها شیطان در دست ما بود اما حال ماییم که در دست شیطانیم و مهره های بازی شیطان شده ایم.آری ، شیطان ما را به گونه ای بازی داده است که به جرات به روی برادر مسلمان خود شمشیر می کشیم تا برتری دین خود ، مذهب خود و عقاید خود و پیران خود را ثابت کنیم.

آیا ما پیرو همان دین محمدی هستیم که اکنون منجر به جدایی و دسته دسته شدن شده و هر قوم ادعای سروری را دارد؟

آیا این دینی که ما بر طبق آن زندگی می کنیم همان دین محمدی است که منجر به جنگ دو برادر، لعنت پدر به پسر حرام کردن شیر مادر به فرزند می شود؟

آیا این همان دین است که منجر به نگاه های حسرت گونه دو مسلمان از دو قوم به یکدیگر می شود؟

اگر این دین که باعث و بانی جدایی ، جنگ ، لعنت و شرک ورزیدن و حسرت خوردن می شود پس لعنت به آن که مسلمانان را از هم جدا کرد و لعنت به من که قبل از اقرار به مسلمان بودن خود نام یک قوم جدا را بر خود می نهم ...

مسلمانان قرآن را نخوانید و سخن بگویید ، بلکه قرآن را بفهمید و سخن بگویید.

می خواهم هیچ دینی نداشته باشم و آزادانه فقط و فقط خدای یکتا رابپرستم و هرگز به او شرک نورزم .

لعنت به او که مسلمانان را از هم جدا کرد و لعنت به من که این دین تئوری گونه از اجدادم به من به ارث رسیده و هیچ وقت حقیقت آن را درک نکردم.

قرآن را نخوانید و سخن بگویید ، بلکه قرآن را بفهمید و سخن بگویید.

 

  اشاره من به هیچ گروه یا قومی نیست ، بلکه آنچه را از نوجوانی تا جوانی پیرامون خود دیده ام را نوشته ام...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 21:1 توسط سید حسین کاظمی |